ابر آذاری برآمد

باد نوروزی وزید

وجه می می‌خواهم و مطرب

که می‌گوید رسید

شاهدان در جلوه و من شرمسار کیسه‌ام

ای فلک این شرمساری تا به کی خواهم کشید

گوییا خواهد گشود از دولتم کاری که دوش

من همی کردم دعا و صبح صادق می‌دمید

گوینده: مژگان استواری