حکیمی پسران را پند همی داد که جانان پدر، هنر آموزید که ملک و دولت دنیا، اعتماد را نشاید و سیم و زر در سفر بر محل خطر است، یا دزد به یک بار ببرد یا خواجه به تفاریق بخورد، اما هنر چشمه زاینده است و دولت پاینده، وگر هنرمند از دولت بیفتد غم نباشد که هنر در نفس خود، دولت است هر کجا که رود قدر بیند و در صدر نشیند و بی هنر، لقمه چیند و سختی بیند.

گوینده: مژگان استواری